امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

 

سال ۲۰۱۶ است. اگر می‌خواهید نام شرکت‌تان در میان نام این همه برند و کسب‌و‌کار بدرخشد، رویکردی ساده به دردتان نمی‌خورد. اگر می‌خواهید مشتریان در مورد محصولات یا خدمات شما صحبت کنند، باید برندی قدرتمند، خاطره‌انگیز و دلنشین ایجاد کنید.
البته متمایزکردن کسب‌و‌کارتان نسبت به دیگران دارای خطراتی نیز هست. اما به قول وین گرتزکی، هاکی‌باز افسانه‌ای، ) اگر از ترس شکست ضربه‌ای نزنید، صد درصد شکست خورده‌اید(.

این را در نظر داشته باشید و پنج راهبرد زیررا برای خاطره‌انگیزکردن برندتان اعمال کنید:

۱- با حس شوخ‌طبعی شروع کنید.


از اینکه برای تبلیغ برندتان از شوخ‌طبعی استفاده کنید، نترسید. با طرفداران‌تان خوش بگذرانید. داستان بامزه‌ای تعریف کنید و با آنها بگو بخند کنید.
مسابقات فوتبال سوپر باول را در نظر بگیرید. در این مسابقات همانقدر که بحث فوتبال جدی است، به همان اندازه هم تبلیغات اهمیت دارد و معمولا بامزه‌ترین آگهی تبلیغاتی سود زیادی نصیب خود می‌کند. به عنوان مثال، چیپس دوریتوس از بالن تبلیغاتی‌ای به شکل یک حیوان استفاده کرد و دیگر مطمئن است که وقتی مشتریان چیپس دوریتوس می‌خرند به یاد آن بالن تبلیغاتی هم می‌افتند.
اگر نمی‌دانید چطور باید از حس شوخ‌طبعی خود استفاده کنید، می‌توانید از اینترنت کمک بگیرید و مقاله‌هایی در این زمینه مطالعه کنید. همچنین می‌توانید نویسنده خوش‌ذوقی برای مدیریت محتوای تبلیغات بازاریابی و همچنین شبکه‌های اجتماعی‌تان استخدام کنید.


۲- از زبان محاوره‌ای استفاده کنید.


هیچ چیز مانند اصطلاحات خاص و جزییات زیاد باعث کور شدن ذوق و علاقه مشتری نمی‌شود. مشتریان دوست ندارند با زبان تخصصی و فنی با آنها صحبت شود. کلماتی مانند «ارزش افزوده»، «هم‌کوشی جمعی» و دیگر اصطلاحات مشابه باعث خستگی مشتری می‌شود و آنها را از شما می‌راند. به شکلی با مشتریان‌تان صحبت کنید که انگار دارید با دوستان‌تان حرف می‌زنید.

۳- تجربه خرید حضوری را در خرید اینترنتی‌تان نیز بگنجانید.


کسب‌و‌کارها اغلب در مورد چگونگی ارائه و حضور آنلاین و آفلاین‌ با خود کلنجار می‌روند. یکی از راهبرد‌های خوب این است که تجربه خرید حضوری‌ای ایجاد کنید که بازتابی از تجربه خرید اینترنتی‌تان باشد.
به عنوان مثال، نوردِستروم گروه خوبی از کاربران پینترستی ایجاد کرده است. این فروشگاه برای ایجاد ارتباط میان فروشگاه‌ها و سایت اینترنتی خود از پینترست استفاده کرده و به معرفی برترین محصولات خود پرداخته است؛ سپس در فروشگاه‌های خود نیز آن محصولات برتر را به شکل متمایزی در تیررس نگاه مشتری قرار داده تا مشتریان بتوانند به آسانی بهترین و پرطرفدارترین محصولات این برند را خریداری کنند.


۴- مسوولیت اشتباهات خود را بر عهده بگیرید.


اگر در استارت‌آپ خود اشتباهی مرتکب شدید، آن را بر عهده بگیرید و در مورد نحوه برطرف‌کردن آن اشتباه با مشتریان خود صادق باشید.
کوکا‌کولا را در نظر بگیرید. این شرکت در سال ۱۹۸۵ بدون پژوهش‌های بازاری خاصی تصمیم گرفت فرمول اولیه خود را تغییر دهد. نتایج فاجعه‌بار بودند. کوکا‌کولا بیش از ۴۰هزار نامه شکایت‌آمیز دریافت کرد و موج منفی‌ای از اعتراض در رسانه‌ها شکل گرفت. این شرکت برای پاسخ به این اعتراض‌ها فرمول سابق خود را با عنوان «کوکا‌کولا کلاسیک» از سر گرفت. این بحث و جدل چنان گسترده بود که وقتی کوکا‌کولا بازگشت خود را به فرمول سابق اعلام کرد، پیتر جنینگ، مجری اخبار، با ایجاد وقفه‌ای در میان سریال «بیمارستان عمومی» این خبر را اعلام کرد. فروش کوکا‌کولا کلاسیک سر به فلک کشید!
اعتراف به اشتباه، البته بعد از اصلاح آن، به مشتریان‌تان نشان می‌دهد که می‌توان به شما اعتماد کرد.

۵- شخصی‌سازی کنید.


نویسنده وبلاگ شما کیست؟ ادمین پیج اینستاگرام چطور؟ چه کسی برای صفحه پینترست شما عکاسی می‌کند؟ تکنولوژی باعث راحت‌تر شدن خرید است، اما اتوماتیک‌سازی کامل این فرآیند هم وجهه خوبی ندارد. راه حل خوبی که برای این کار در نظر گرفته می‌شود این است که به مشتریان اجازه دهید اطلاعات شخصی فروشندگان شما را داشته باشند.
مهم است که رویکرد جامعی برای مشتریان خود داشته باشید. این به معنای حضوری متحد در تمامی‌پلت‌فورم‌های آنلاین است. ریچارد هولیس، بنیانگذار و مدیرعامل بازار دیجیتالی هولونیس، می‌گوید: «زمانی که مشتریان بتوانند از چند شیوه با برند شما ارتباط برقرار کنند، یعنی هم در وب‌سایت و هم در صفحه اینستاگرام و سایر شبکه‌های اجتماعی، و ببینند که در تمامی ‌رسانه‌ها به شکلی حرفه‌ای و صادقانه حضور دارید، به تدریج به شما اعتماد کرده و می‌خواهند از محصولات و هدفی که دارید باخبر شوند. ایده مهم این است که به مخاطبان خود القا کنید که در پس هر پستی که در دنیای مجازی قرار می‌دهید، یک انسان حضور دارد, نه یک ماشین و به اینشکل می‌توانید هر تعاملی را شخصی‌سازی کنید.
به عنوان مثال، زمانی که یک مشتری توئیتی دریافت می‌کند که در آن از خرید او تشکر شده است، شاید احساس آزردگی پیدا کند؛ اما اگر در انتهای توئیت نام یک شخص نوشته شده باشد، احساس بهتری پیدا کرده و به خرید بیشتر تمایل پیدا می‌کند.
 

درخواست بازدیدکننده

نام(*)

شماره تماس(*)

ایمیل(*)

نام شرکت

درخواست شما(*)